![]() |
![]() |
|
| پایان دلیلی است بر ناخواسته ای که آن را زنده گی می نامیم |
|
وقتی سبز تر از جهان به جهان می اندیشم ، جهان پاییزیست میان ذهن سبزی که پندار را هنوز بهانۀ آموختن می داند ... گاه پندار مرا در جهان فریاد می کشد و می کشم میان نبودها نعش بودن را و پندار جهان را برایم فتح می کند ... کاش نمی دانستم که دانستن همان تکرارهای ندانستنیست و نداشتن داشتنِ حسرت ها ، و اینکونه حسرت، دیوار می نهد میان من و خدا جهانی را که در اندیشه سبز من تکرار می شود. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم آذر 1389ساعت 5:5 توسط محمد علی بیداد |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1389 |
| پیوندها |
|
وقتی تنهایی تا هیچکس به همین سادگی ! |
|
RSS
|